سحر·۵ ماه پیشجسته و گریخته!شما با من موافق نیستین که دنیا زیادی نفرتانگیز شده؟ پرسش اصلی این جاست که همیشه همینقدر نفرتانگیز بوده یا فقط تازگیا تحملش انقدر سخت شده؟…
سحر·۶ ماه پیشلباس صورتی بیمارستانلباس صورتی بیمارستان به تنم هست و بیخوابی در چشمانم. جایم تغییر کرده. همهاش سر یک سوءتفاهم بین یک پزشک و پرستار احمق بستری شدم. اولین بار…
سحر·۶ ماه پیش؟!زندگی برای من یک نمیدانمِ گنده بود. دو علامت سوال و تعجب کنار هم. همه چیز زیادی عجیب و پیچیده بود. انگار راه حل نداشت. بعضی مسائل وجود داش…
سحر·۶ ماه پیشدرهای همیشه قفل!زندگی سخت شده. نه این که قبلا سخت نبوده باشه، فقط شکل عجیبی به خودش گرفته. نه این که درهای بسته روبهروم نبوده باشن اما این بار هر چی دنبا…
سحر·۷ ماه پیشآقا...ما غمگینیم آقا. دلمون گرفتهس. روانمون رنجورهخیلی وقته کسی نیومده بپرسه غمت به چند؟ریاضی حالیمون بود ولی هر جور محاسبه کردیم نشد. منطق میف…
سحر·۷ ماه پیشکار به جای فکر!خیلی وقته از فکر کردن هیچ چیز مثبتی در نمیاد. برعکس وقتی زیاد فکر میکنم، فکرهای قبلیم رو زیر سوال میبرم و این چرخه سردرگمی ادامه پیدا می…
سحر·۸ ماه پیشمینیبوس آبی!پدر آدم زحمتکشی بود. هنوز هم میکشد... زحمت! اصلا نمیدانم این آدم کی بازنشسته میشود. تا دلتان بخواهد در زمینه شغلهای مختلف تجربه دارد.…
سحر·۸ ماه پیشیک نفرِ آدم!آدم دوست دارد گاهی یک نفر دنیا را از دریچه چشم او ببیند. آدم دوست دارد گاهی وقتها همان چیزی را بگویند که او دلش میخواهد. حتی اگر باب میل…
سحردرقماربازان زندگی·۲ سال پیشدلجویی از خودترسی است در من که گهگاهی خودش رو بروز میده. این ترس معمولا بعد از بحث کردن با اطرافیان خودش رو نشون میده. فکر کنم یه جورایی به ترس از رها…
سحر·۲ سال پیش__//من رویاهای زیادیو رها کردم. بعضی صبحا وقتی بیدار میشم رغبت نمیکنم از تخت بیام بیرون. یه وقتایی که از زندگی به تنگ میام، دنبال چیزی میگردم…