ویرگول
ورودثبت نام
سمیرا مقیم پور بیژنی
سمیرا مقیم پور بیژنیروایتگر لحظه‌هایی که آرام می‌آیند و دیر می‌روند. می‌نویسم تا صدای درونم را بلندتر بشنوم؛ شاید تو هم صدای خودت را پیدا کنی.
سمیرا مقیم پور بیژنی
سمیرا مقیم پور بیژنی
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

روایت‌های دل | مه درون

ذهنم خسته‌ست...

انگار جنگلِ ذهنم در مه فکری گم شده.

گاهی حس می‌کنم بین صداها، نورها  و شلوغی‌ها، خودِ واقعیمو گم کردم.

اون خودِ رها، عمیق و آرومی که یک گوشه از وجودم نشسته.

چسبیدن به افکار مزاحم

مثل کشیدن چاقو روی شیشه‌ی تمیز پنجره‌ست؛

مثل دست گذاشتن رو یک زخم کهنه‌است.

من دنبال خودمم...

دنبال همون بی‌وزنی،

همون نفسِ راحت،

همون سکوتِ امن.

زندگی برام این روزها

در سکون معنا پیدا می‌کنه؛

در اطمینان قلبی از سلامت عزیزانم،

در نوشیدن چای بعد از روزمرگی پر از تکرارِ آدم‌ها

در رسیدن به منبع آرامش میان هزاران نقاب و صدا


برای دنبال کردن داستان و روایت‌های من می‌تونید کانال تلگرام من را هم ببینید.

https://t.me/lahzeh_negasht

دلنوشتهذهن آراملحظه حالخودآگاهینوشتن
۱۷
۱۳
سمیرا مقیم پور بیژنی
سمیرا مقیم پور بیژنی
روایتگر لحظه‌هایی که آرام می‌آیند و دیر می‌روند. می‌نویسم تا صدای درونم را بلندتر بشنوم؛ شاید تو هم صدای خودت را پیدا کنی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید