ویرگول
ورودثبت نام
سمیرا مقیم‌پور بیژنی
سمیرا مقیم‌پور بیژنیروایتگر لحظه‌هایی که آرام می‌آیند و دیر می‌روند. می‌نویسم تا صدای درونم را بلندتر بشنوم؛ شاید تو هم صدای خودت را پیدا کنی.
سمیرا مقیم‌پور بیژنی
سمیرا مقیم‌پور بیژنی
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

در امتداد رود

شوقی مرا فرا می‌خواند

در دوردست‌ها

در آسمان نیمه‌ابری، میان ابرها

در قطره‌های شبنمِ نشسته بر گل‌ها

پشت گل‌بوته‌های کلبه‌ای قدیمی

در نفس کشیدنِ بعد از نمِ باران

کنار برکه‌ای دورافتاده

میان جنگل‌های سبز

در اشکِ شوقِ کودکی

که مادرش را صدا می‌زند

در انتظار شنیدن آوای قطار

و مسافری که از راه می‌رسد

در رسیدن

در شکفتنِ ناگهانی شادی

در جست‌وجوی مایه‌ی حیات

مانند ماهیِ جدا افتاده از آب

و در امتداد رود

تا گم شدن در دریا

شعرخودشناسیدلنوشتهنثر ادبیطبیعت
۱
۰
سمیرا مقیم‌پور بیژنی
سمیرا مقیم‌پور بیژنی
روایتگر لحظه‌هایی که آرام می‌آیند و دیر می‌روند. می‌نویسم تا صدای درونم را بلندتر بشنوم؛ شاید تو هم صدای خودت را پیدا کنی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید