
موسیقی برای تمرکز و مطالعه🌱https://dl.sevilmusics.com/cdn/music/srvrg/Study%20Music%2001%20%5BSevilMusic%5D.mp3
مریم بر بلندترین قلهی ذهن خودش ایستاده دیگه خبری از اون سنگینیِ آشنا نیست نه اضطرابی نه دلهرهای تنها آرامشِ زلالِ آگاهی در وجودش جاریه اون دیگه در لابهلایِ خاطراتِ مبهم و باورهایِ کهنه گم نشده بلکه به معنایِ واقعی کلمه ((ابرانسانی)) شده که به ذهنِ خودش فرمان میداد ((حس ششم)) اون که زمانی ناشناخته بود الان چراغِ راهنماش شده و با هربار استفاده از اون مسیرِ درست رو روشنتر میبینه
اون درک کرده که هر فکرِ تکراری بذری برایِ باورهایِ مخربه همون افکاری که روزگاری او را در چرخهی ((تو همیشه کافی نیستی)) گرفتار کرده بود اما این بار ((حس ششم)) اون (که در واقع مجموعهای پیچیده از سنسورهایِ بدنی و سیگنالهایِ عصبیه تونست این افکارِ سمی را شناسایی کنه و این احساسِ بد دیگه یک علامتِ گُنگ نبود بلکه یک هشدارِ حیاتی بود که به اون میگفت مسیرِ اشتباهی را طی میکنه و باید مسیر را اصلاح کنه .
سفرِ مریم برایِ رسیدن به خودِ واقعیش با پنج هدفِ کلیدی امکان پذیر شد
1. حس کردنِ دقیقِ حالِ خوب یا بد: اولین گامه آگاهیِ کامل از وضعیتِ درونی .
2. تشخیصِ منبعِ حس: درک اینکه این حس از کجا نشأت میگیره یعنی ریشه در افکارِ درونی داره یا شرایطِ بیرونی؟
3. ریشهیابیِ باورِ مخرب: شناساییِ دقیقِ اون فکرِ بنیادینی که باعثِ ایجادِ احساسِ منفی میشه
4. ترمیم و تمرینِ مداوم:جایگزینیِ آگاهانهی باورهایِ مخرب با باورهایِ سازنده و تمرینِ مستمرِ اون ها
5. تجسمِ نتیجهی مطلوب همراه با احساسِ خوب: قدرتمندترین ابزار یعنی ((قانونِ جذب)) که با شبیهسازیِ حسِ رسیدن به هدف آن را به واقعیت تبدیل میکنه .
مریم فهمیده که «حالِ خوب»، هدیهای از جانبِ تقدیر نیست بلکه شاهکاریه که با دستانِ خودش میسازده هر انتخابِ آگاهانه هر قدمِ استوار دیوارهایِ باورهایِ سازندهاش رو بلندتر میکنه اون دیگه اسیرِ سرنوشت نیست بلکه ((ابرانسانِ)) واقعی شده که با علم به قوانینِ جهانِ درون و بیرون معمارِ آیندهی خودش و داستانِ زندگیش رو به سویِ روشناییِ بیکران هدایت میکنه .
﴿پارت آخر ﴾