
در مدیریت محصول، «نه گفتن» فقط یک مهارت ساده نیست؛ بلکه یک مهارت حیاتی است که میتواند سرنوشت محصول، تیم و حتی خود مدیر محصول را تغییر دهد. احتمالاً فکر میکنید این حرف خیلی کلیشهای است، ولی واقعیت این است که پشت همین کلیشه، دنیایی از تجربه و اهمیت خوابیده است. مدیر محصول در جایگاهی قرار دارد که دائماً باید درخواستهای مختلفی را که از طرف تیمهای فروش، بازاریابی، فنی، و کاربران مطرح میشوند مدیریت کند. هرکسی فکر میکند درخواست او مهمترین درخواست است و در این شرایط، شما به عنوان مدیر محصول باید مثل دروازهبانی عمل کنید که تصمیم میگیرد کدام درخواست به محصول وارد شود و کدام بیرون بماند.
مدیران محصول به صورت روزمره با درخواستهایی مواجه میشوند که از سوی تیمهای مختلف مثل فروش، بازاریابی، توسعهدهندهها و حتی کاربران مطرح میشوند. هرکس فکر میکند که درخواستش بیشترین اهمیت را دارد و در این بین، شما به عنوان مدیر محصول باید مثل یک دروازهبان عمل کنید و تصمیم بگیرید که کدام درخواست را بپذیرید و کدام را رد کنید.
طبق گزارش Product Plan، بیش از ۶۵٪ از درخواستها در سازمانها، یا از اساس با اهداف کسبوکار منطبق نیستند، یا ارزش کافی برای مشتری ندارند و به منابعی بیش از حد نیاز دارند. پس به عنوان مدیر محصول، توانایی «نه گفتن» از مهمترین ابزارهای شما برای موفقیت است.
اتلاف منابع تیم: انجام تسکهای کماهمیت یا غیرضروری منابع و انرژی تیم را بهشدت هدر میدهد.
کاهش کیفیت محصول: ویژگیهای غیرضروری و زیاد، باعث سردرگمی کاربران شده و کیفیت تجربه کاربری را پایین میآورد.
کاهش اعتبار حرفهای شما: وقتی به همه درخواستها «بله» میگویید ولی قادر به انجام آنها نیستید، اعتبار حرفهای شما زیر سؤال میرود.
کاهش تمرکز تیم: تمرکز کردن روی همهچیز، درواقع به معنای تمرکز نکردن روی هیچچیز است.

شاید مهم ترین مهارت برای نه گفتن همین باشد، مطلع بودن به داده های محصولی شما. هیچکس دوست ندارد که صرفاً کلمه «نه» را بشنود. دلیل شما برای نه گفتن باید شفاف باشد، شهودی بودن دلایل شما را فقط تا جایی مشخص پیش خواهد برد، پس برای این که پاسخ منفی شما به خوبی پذیرفته شود، حتماً از داده های موجود استفاده کنید تا بتوانید توضیح بدهید که چرا نمیتوانید این درخواست را قبول کنید.
یکی از بهترین روشها برای کاهش تنش این است که در کنار «نه» خود، پیشنهاد دیگری بدهید که به طرف مقابل حس مثبتتری بدهد. خواه این روش جایگزین شامل بازنگری مجدد درخواست در آینده باشد یا راه حلی که بتواند مشکل درخواست دهنده را تاحدی حل کند، این روش باعث میشود که حداقل به یک راه حل موقت رسید.
مدیران محصول حرفهای، «نه» گفتن را با ارائه اولویتبندی شفاف جایگزین میکنند. اگر نقشه راه شما برای سازمان و ذینفعان شفاف باشد پس باید توجیه بشوند که در حال حاضر تمرکز تیم و ظرفیت موجود صرف کارهایی خواهد شد که در گذشته توسط سازمان شفاف و تاییدیه برای اجرا گرفته است.
این مورد در تمامی زندگی کمک خواهد کرد، اللخصوص برای یک مدیر محصول ولی در این مورد خاص حتی زمانی که قصد دارید درخواست را رد کنید، به طرف مقابل نشان بدهید که به حرف او توجه میکنید. یک تکنیک خوب برای این موضوع این است که حتی اگر راه حل مشکل به دست شما حل نخواهد شد، با طرف مقابل برای حل مشکل بر اساس چیزی که شنیده اید و از موضوع یاد گرفته اید همفکری کنید.
محدودیتها را شفاف و صادقانه بیان کنید: طرف مقابل را از محدودیتهای موجود آگاه کنید تا درک بهتری از شرایط داشته باشد.
بر مبنای دادهها صحبت کنید: اگر امکانش هست، از آمار و ارقام برای توجیه «نه» خود استفاده کنید.
مهارت «نه گفتن» یکی از ضروریترین تواناییهای هر مدیر محصول موفق است. اگر بتوانید این مهارت را به خوبی یاد بگیرید و در تصمیمگیریهایتان حرفهای عمل کنید، نه تنها محصول شما کیفیت بهتری خواهد داشت، بلکه اعتبار حرفهای شما نیز روز به روز افزایش پیدا خواهد کرد.
اگر تجربهای در زمینه «نه گفتن» دارید که میتواند برای دیگران مفید باشد، حتماً در کامنتها با ما به اشتراک بگذارید!