تفاوت اصلی میان یک مدیر محصول خوب و یک مدیر محصول عالی در یک واژه خلاصه میشود: Leverage.
Leverage یعنی خلق اثر چندبرابری از طریق سیستمها، فرآیندها و نفوذ سازمانی. مدیر محصول خوب با تلاش فردی کار را پیش میبرد؛ اما مدیر محصول عالی کاری میکند که تیم، دادهها و حتی کل سازمان برای او کار کنند. به زبان ساده، Leverage یعنی ضرب کردن توانایی فردی در توان جمعی.

مدیر محصول خوب شخصاً بر جزئیات اجرا تمرکز دارد.
مدیر محصول عالی سیستمها و ابزارهایی میسازد که تیم بتواند مستقل تصمیم درست بگیرد.
نتیجه: خروجی وابسته به فرد نیست، بلکه به یک سیستم پایدار تبدیل میشود.
مدیر محصول خوب روی تحویل فیچرها تمرکز میکند.
مدیر محصول عالی بر حل مسائل واقعی کاربران متمرکز است، حتی اگر راهحل فیچر جدید نباشد.
نتیجه: تیم از «توسعه محصول» به «حل مسئله» حرکت میکند.
مدیر محصول خوب دادههای خام و گزارشها را دنبال میکند.
مدیر محصول عالی دادهها را به بینش عمیق تبدیل کرده و تصمیمات تیم را هدایت میکند.
نتیجه: داده به محرک واقعی تصمیمگیری تبدیل میشود.
مدیر محصول خوب با تیم محصول و فنی همکاری نزدیکی دارد.
مدیر محصول عالی میتواند تمام بخشهای سازمان، از مارکتینگ تا مدیریت ارشد، را همراستا کند.
نتیجه: نفوذ از سطح تیم فراتر میرود و به کل سازمان گسترش مییابد.
مدیر محصول خوب موفقیت را با تحویل فیچرها میسنجد.
مدیر محصول عالی موفقیت را بر اساس ارزش ایجادشده برای کاربر و کسبوکار اندازه میگیرد.
نتیجه: معیار موفقیت از «من چیزی ساختم» به «من ارزش ایجاد کردم» تغییر میکند.
مدیر محصول خوب بر رشد فردی خود تمرکز دارد.
مدیر محصول عالی به رشد کل سازمان کمک میکند، از منتورینگ تا ساخت فرهنگ محصولی.
نتیجه: اثرگذاری از سطح فرد به سطح سازمان گسترش مییابد.
مسیر رشد یک مدیر محصول در نهایت به این خلاصه میشود:
مدیر محصول خوب → Direct Effort
مدیر محصول عالی → Leverage
مدیر محصولی که میخواهد از «خوب» به «عالی» برسد، باید یاد بگیرد چطور اثر خود را ضرب کند؛ نه با انجام کار بیشتر، بلکه با ایجاد اهرمهایی که تیم، دادهها و سازمان را در مسیر حل مسئله و خلق ارزش به حرکت درآورد.
بیشتر میخواهی یاد بگیری این دوره در سطح پیشرفته در مکتبخونه کمکت میکند.