Asma Oo·۲ روز پیشسرزمین خنجرهای مکررسرگذشتِ ساکنانِ تابوتهایِ بزرگ (یادداشتهایی از جنس گورِ دستجمعی زندهها)
Asma Oo·۱ ماه پیشمرثیهای برای نخستین مردی که جرأت کرد سیب را گاز نزند«مرگ بر احتیاط. زنده باد آن گازِ نخست.»
Asma Oo·۳ سال پیشایستاده در غباری از تاریخ و تمدن هابچه تر که بودم رویاهایم خلاصه میشد در شاهزاده سوار بر اسب سفیدی که خواهد آمد و مرا از افسون تلخِ اجتناب ناپذیری که به آن دچار شده ام نجات م…
Asma Oo·۳ سال پیشاعجاز تلخ تابستانمرداد ماه است و فصل تابستان.من راز فصل ها را نمی دانم اما خوب می دانم یک ماه و چند روز دیگر که بگذرد؛ یک سالی می شود که «ژینا» رفت.یکسالی م…
Asma Ooدرشبنامههایِ زنانه·۳ سال پیشنبضم از طغیان خون و زندگی متورم است...نمی دانم اگر موسیقی و چای بهار نارنج را نداشتم؛ اگر طعم قهوه در حال خواندن شعر های سهراب و فروغ آرامم نمی کرد؛ اگر با عطر مریم سرمست نمی شد…