ویرگول
ورودثبت نام
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبیاینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبی
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

برنامه خودکشی: روز ششم

روز ششم است. امروز صبح افکار خطرناکی در سر داشتم اما به ناچار باید خانه را ترک می‌کردم. آنقدر پیاده‌روی کردم تا خستگی بر من چیره شد و افکار منفی ناپدید شدند.

راستش امروز خاطراتی را مرور کردم که گفتنش برایم خیلی دردناک بود. امروز خیلی دلم به حال خودم سوخت، به حال سرنوشت غم‌انگیزی که داشتم.

دلم می‌خواهد با خودکشی مهر اتمام به تمام این بدبختی‌ها بزنم. اینکه اگر آن روزهای سخت بدون اراده من بودند اما اتمام آن با اراده و خواست من خواهد بود.

چون بادکنکی در هوا معلق هستم. به هیچ نخی وصل نیستم و به هیچ جایی تعلق خاطر ندارم. فقط خودم هستم و دنیای بی‌رحم بیرون!

چگونه در این وانفسا راه درست را بیابم؟

بیستم اردیبهشت ۱۴۰۵

اختلال دوقطبیخودکشیافسردگیمرگ
۳۶
۴۳
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبی
اینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید