ویرگول
ورودثبت نام
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبیاینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبی
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

یادم نمی‌آید

چهارمین روز آسایشگاهم گذشت. امروز دریافتم که اهریمن خودکشی از ناکامی‌های من تغذیه می‌کند. اینکه من با چه مسائلی رو در رو هستم و آنها از چه موضوعی در گذشته من که امکان کنترل کردن آن را ندارم نشئت می‌گیرند، موضوعی بود که امروز به آن پی بردم. فهمیدم که یکی از دلایل اینکه من به اهریمن بها می‌دهم ین است که می‌خواهم در مقوله مرگ من برنده باشم به عبارت دیگر یعنی اینکه من آن را انتخاب کنم نه اینکه بنشینم تا او به سراغ من بیاید. دلایل دیگری هم به ذهنم رسیده ه می‌خواهم به تفصیل به آنها بپردازم.

آقای مشاور امروز به من می‌گفت که او اصلاً اصلا از من ناامید نیست، و این ذهنیتی اشتباه است که من به آن مسئله دارم.

این روزها حافظه‌ام ضعیف‌تر از همیشه است هنم خالی از هر داده‌ای است نمی‌توانم دیگر چیزی را به خوبی گذشته به یاد بیاورم. گوی زن من چون ظرفی شکسته است که هرچه در آن آب می‌ریزم به سرعت خالی می‌شود. این موضوع تمام روزمره من را مختل کرده آنقدر که حتی برای هر خط از همین نوشته دقایق زیادی فکر کردم. مثلاً امروز اتفاقات مهمی افتاده و من بر این مسئله واقف هستم اما باید بگویم چند و چون آنها اصلاً در ذهن من حک نشده. وقتی و اکنون خودم می‌نگرم می‌یابم که چقدر این دختر برایم غریب است شخصی که من می‌شناختم محال بود چیزی را فراموش کند هن او یک هارد چند ترابایتی بود که حتی احمقانه‌ترین چیزها در ذهنش جای می‌گرفت حالا من همان هارد را دارم اما انگار ظرفیتش به پایان رسیده من دقیقاً به یاد دارم که در فلان سال چه اتفاقی افتاده اما مسائل مربوط به روزهای گذشته به کل از خاطرم رفته‌اند. چه می‌شود کرد؟

آری دنیا هر روز برگ جدیدتری رو می‌کند تا قانون با همه برگ‌های او بازی کرده‌ام اما این بار در دستم چیزی برای بازی کردن ندارم.

علیرضا آذر در گوشم می‌خواند:

دست خراب است چرا سر کنم

آس نشانم بده باور کنم

شاید روزی دوباره آن ناجی رنجیده خاطر سراغم را بگیرد. کسی چه می‌داند؟

یازدهم بهمن ۱۴۰۴

اختلال دوقطبیافسردگیخودکشیمرگ
۱۳
۱۱
یادداشت‌های یک دوقطبی
یادداشت‌های یک دوقطبی
اینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید