
تقریباً همهی ما شبهایی را تجربه کردهایم که در رختخواب غلت میزنیم و ذهنمان بیوقفه پر از «اگرها» میشود:
• اگر فردا دیر برسم چی؟
• اگر مصاحبهام خراب بشه چی؟
• اگر آینده اونطور که میخوام پیش نره چی؟
این «اگرها» مثل موجهای خستگیناپذیر روی ذهن میکوبند. اما حقیقت این است که دلواپسی و نگرانی هیچ تغییری در نتیجه ایجاد نمیکند. تنها چیزی که تغییر میکند، «حالِ ما»ست؛ لحظهای که باید در آن نفس بکشیم، تصمیم بگیریم و زندگی کنیم.
در ادامه، با نگاهی همزمان انسانی و علمی بررسی میکنیم: چرا مغز اینقدر نگران میشود؟ نگرانی چه بلایی بر سر ما میآورد؟ و چگونه میتوانیم آن را مدیریت کنیم؟
مغز انسان برای بقا طراحی شده است، نه آرامش. نگرانی، در واقع نوعی تلاش مغز برای پیشبینی خطرات احتمالی است. اما در دنیای امروز بیشتر این خطرات واقعی نیستند و فقط ذهن را خسته میکنند.
از نگاه روانشناسی تکاملی، نگرانی یک مکانیسم دفاعی است. اجداد ما برای زنده ماندن مجبور بودند بدترین سناریوها را در نظر بگیرند.
این تمایل طبیعی هنوز در مغز ما وجود دارد. در روانشناسی شناختی، این پدیده سوگیری منفی (Negativity Bias) نام دارد: یعنی تمرکز بیشتر روی تهدیدها تا فرصتها.
پژوهشهای علمی نشان میدهند نگرانی مزمن میتواند آسیبهای جدی ایجاد کند:
• افزایش کورتیزول (هورمون استرس): باعث تپش قلب، بیخوابی و بیقراری.
• کاهش تمرکز و حافظه: نگرانی طولانی عملکرد هیپوکامپ را مختل میکند.
• تضعیف سیستم ایمنی: بدن را در برابر بیماریها آسیبپذیر میکند.
• خستگی روانی: مثل دویدن روی تردمیل؛ انرژی میبرد، اما ما را به مقصد نمیرساند.
نگرانی همیشه بد نیست. در حد متعادل میتواند به ما انگیزهی عمل بدهد:
• نگرانی از امتحان → مطالعه بیشتر.
• نگرانی از سلامتی → توجه به ورزش و تغذیه.
• نگرانی سالم → منجر به اقدام میشود.
• نگرانی ناسالم → ما را در دور باطل «اگر… چی میشود؟» گرفتار میسازد.
نوشتن، ذهن را تخلیه میکند. بیشتر نگرانیهایی که مینویسیم، هرگز در واقعیت اتفاق نمیافتند.
در درمان شناختیرفتاری (CBT) پیشنهاد میشود یک بازهی مشخص (مثلاً ۱۵ دقیقه در روز) برای نگرانی در نظر بگیرید. بیرون از آن زمان، هر فکر مزاحمی آمد، به خود بگویید: «میذارمش برای ساعت نگرانی.»
تمرکز روی لحظه حال (مثل توجه به نفس کشیدن یا صداهای اطراف) به مغز یادآوری میکند که «اکنون خطری وجود ندارد.» تحقیقات نشان میدهد مایندفولنس اضطراب را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
از خودتان بپرسید:
• «آیا کاری میتوانم انجام بدهم؟»
• اگر بله → عمل کنید.
• اگر نه → رها کنید.
آینده مسیر خودش را میرود، چه ما بیخواب شویم، چه نه.
نگرانی هرگز نتیجه را تغییر نداده، اما همیشه حالِ اکنون را از ما گرفته است.
ما حق انتخاب داریم:
• یا در اسارت «اگرها» بمانیم،
• یا به لحظه حال برگردیم و روی چیزهایی تمرکز کنیم که واقعاً در کنترل ما هستند.
پس هر بار که موج نگرانی سراغمان آمد، یادمان باشد:
«نگرانی هیچ نتیجهای را تغییر نمیدهد؛ اما میتواند زندگی اکنون را نابود کند.»