فاطمه صاد·۲ ماه پیشنورِ انتهای راهرونه مادریِ من تضمینیست و نه فرزندیِ تو. همین، عهد و قولهای من را لرزان و نجاتِ من به دست تو را تا حدِ فقط یک "امکان" بودن پایین میاورد!
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشامکانِ مادریاز اینکه کامل نباشم هم میترسم. تو مادری که کامل نباشد را دوست داری؟
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشرزه فولادینمن از همین حالا زره فولادینت را برایت کادو پیچ کردهام! به تو قول میدهم هیچگاه ذرهای ترس به وجودت راه نیابد، چه برسد از جانب من باشد.
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشپناهِ روزهای اغازینِ جوانیخیلی زیاد از از دست دادن تو میترسم. همانقدر هم از بودنت میترسم.