راه آسمان، بسته شده؛
پرنده کوچک راه شیری، دیگر به ما سر نمی زند؛
شاید هم سر می زند؛
اما لاک، پنجره ای ندارد.
می دانی؟ ستاره ها هم، ستاره هایی دارند.
و ماه هم جفتی.
می دانم که نمی دانی؛
زیرا، تو همیشه، نگاهت، به برق کفش هایت بوده.
قاصدکی گفت: روزی که خورشید را جفت در آسمان بینی، خورشید خواهد مرد.
تو هراسی نداشته باش؛
نوری خواهد تابید؛
فرزند خورشید، زمین را ارغوانی خواهد کرد.
نگران کفش هایت مباش؛ آنها در نور ارغوانی هم برق خواهند زد.