
حساب کردهام با خودم: الان ۴۰ ساعت است که نخوابیدهام... شگفت اینکه هیچ نشانهای از گیجی و منگی در من ظاهر نشده است... معمولا بی خوابی یا کم خوابی خیلی زود در من هویدا میشود:
رنگِ رخساره نشان میدهد از سِرِّ درون!
اما این بار هیچ نشانهای ندارم از کم خوابی... دارم به این موضوع فکر میکنم که این کاش دنیا، جای بهتری برای زندگی کردن بود... کاش همه جا را صلح فرا میگرفت... همگی در نعمت و نان و ناز بودند... هیچ کودکی از قحطی و سوء تغذیه جان نمی باخت، هیچ پیرمرد و پیرزنی مجبور به ترک وطن نمیشد، هیچ مادری داغ فرزند نمیدید و هیچ پدری شرمندهی خانوادهاش نمیشد...
کاش همه چیز خوب می بود... کاش جهان مثل شعرهای سهراب سپهری بود... کاش و کاش و کاش...
شاید به یک نگاه، این ایده به ذهنم آید که چنین نخواهد شد اما من میگویم روزی خواهد آمد و خواهد شد آنچه که وعده داده شده است....