ویرگول
ورودثبت نام
لیلا آیار
لیلا آیار
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

ایستاده در اتاق

در اتاق ایستاده بودم .

بعد با خودم کمی فکر کردم .

گفتم بشینم بهتر است .

هم می توانم بنویسم و هم کمی به حرف هایم تفکر را اضافه کنم.

زمین می چرخد و ما به سادگی به گذشت ساعت ها نگاه می کنیم.

یعنی الان مشکل این است؟

نمیدانم به هر حال نمی خواهم وقتم را هدر بدهم.

پس نشستم و نوشتن را شروع کردم ولی پایان آن

را نمیدانم، انگار باز بگذارم بهتر است .

در اتاق گچی نشستم و به هم ریختگی اطرافم حتی توجه نکردم .

چه دلیلی دارد خودم را سرگرم جمع کردن پخش وپلاها کنم اصلا!

من به ستارهای امشب که هنوز شروع نشده فکر میکنم.

خاموشی صدای گنجشک های کوچک حواسم را پرت می کند.

امروز را باز هم با امید ختم به خیر می کنم


متننوشتنولاگنویسندگیروزمرگی
اثری از نوشته هایم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید