ویرگول
ورودثبت نام
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

آیینِ قربانی

می‌گویند برای نگاه کردن به تهِ تاریکی ، باید «مرد» باشی اما حقیقت، تلخ‌تر از این حرف‌هاست؛ من از همین «مرد شدن» وحشت داشتم.

از اینکه مجبور باشی برایِ کسی که به تو دخیل بسته، ستونی باشی که حتی در طوفان‌هایِ درونی‌اش، لرزشِ خودش را پنهان می‌کند.

سنگینیِ این بار، جایی است که تو را به خاطرِ عمقِ نگاهت ستایش می‌کنند، بی‌آنکه بدانند این نگاه، حاصلِ چرخ‌گوشتِ روزگار است، نه غروری که می‌پندارند.

در این میان، سهمِ تو چیست؟

اینکه در ازدحامِ غریبه‌ها، بدانی دلت برای کدام روحِ سرگردان می‌تپد و همان را بی‌هیچ حاشیه‌ای بخواهی.

بزرگ‌ترین رنجش، این است که به عنوان یک مرد بخواهی او را برای خودش بخواهی، نه برای پر کردنِ حفره‌هایِ خالیِ وجودت؛ نه برای اینکه از تنهاییِ مطلق به تو پناه آورده باشد!

مرد بودن، درکِ این مرزِ باریک است که وقتی روبرویِ تو به گلایه و گریه می‌نشیند، سکوت کنی

منطق و استدلالِ تو، در آن لحظه تنها تیغی است که زخم‌هایش را عمیق‌تر می‌کند.

مرد بودن، یعنی نخواهی «پدر» یا «مرشد» باشی که راه را نشان می‌دهد یعنی فقط کنارش، در عمقِ سیاهچالِ احساساتش غرق شوی و بگذاری همان‌طور که می‌لرزد، درکت کند.

چقدر سخت است؛ اینکه بدانی انتخاب شده‌ای

اینکه بفهمی کسی تو را از میانِ هزاران نفرِ دیگر، برایِ رنج‌ها و شادی‌هایش برگزیده و تو باید این اعتماد را چون زخمی مقدس حمل کنی!

به راستی درد مرد بی‌پایانِ که هرگز کوتاه نمی‌شود.

هر روز که بیدار می‌شوی، باید بخشی از خودت را دفن کنی تا آن چیزی باشی که انتظار می‌رود

این کمالِ لعنتی، این مرد بودن، چیزی نیست که با آن زاده شوید؛ چیزی است که باید با خونِ دل، ذره‌ذره به چنگش بیاورید و تا آخرین لحظه، از آن گریزی نیست.

انگار محکومی تا ابد، خودت نباشی، تا «مرد» باشی!

★ ☆ ✮ ✯ ☄ ☾ ☽ ☼ ☀ ☁ ★ ☆ ✮ ✯ ☄ ☾ ☽ ☼ ☀ ☁ ★

منظرِ لیان:

" شخصاً وقتی به برخی مردان نگاه می‌کنم، آن چیزی که می‌بینم، اقتدارِ پوشالی‌ شان نیست بلکه آن کودکِ تنهایی است که در اعماقِ وجودشان، در پیِ پناهگاهی می‌گردد تا بی‌هراس از قضاوت، زانو بزند و بگوید: «خسته‌ام»"

آهنگ : گفت‌وگو با دل از داریوش

مردتنهایینویسنده
۳۲
۷
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید