ویرگول
ورودثبت نام
حجت محبی
حجت محبینوشتن رو چون آرامگاهی میبینم و روح خسته در این مکان آرام میگیرد، نوشته هایم گاهی موزون و گاهی تراوش های ذهنی هستند...
حجت محبی
حجت محبی
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

قاب

گل که خشکید

همان قول که دادی خشکید

صحنه سیراب شد از فرط سراب

دست بردم که تو را از دلِ این قاب کشم

قاب لرزید و فقط فاصله در شیشه نشست

من به تصویر تو و آن همه خاموشی و شوق

خیره ماندم

که مگر معجزه‌ای رخ بدهد

که تو از قاب برون آیی و این فاصله را

با همان لهجه‌ی آرامِ نگاهت ببری

 

شاعرانهشعرشعر نوعشق
۱
۰
حجت محبی
حجت محبی
نوشتن رو چون آرامگاهی میبینم و روح خسته در این مکان آرام میگیرد، نوشته هایم گاهی موزون و گاهی تراوش های ذهنی هستند...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید