شاید من از گذشته برنامه ریزی شده ام تا بخواهم صبر کنم برای کسی.
صبر کردن برای خوب شدن حال پدر
برای منطقی شدنش
صبر کردن برای زندگی کردنش
برای زندگی ساختنش و
باز سازی کردن خودش از شکستی ک سالها پیش خورده
من از وقتی ب دنیا امدم صبر کردن را اموختم
واینکه متعلق ب جایی ک در آن هستم نیستم .
من یاد گرفتم چگونه باادم هایی ک دوستم ندارند همسو شوم و
حتی باآنها کنار بیایم ،یادگرفتم چگونه باانها زیست کنم در عین رنج کشیدن.
در عین نبودن حامیان زندگی ام .
یاد گرفتم ک قرار است در هر برهه و هر بازه ی مهم از زندگی تنها باشم و تنها تجربه کنم ...اولین و بهترین و سخترین تجربه ها در سکوت زندگانی ام بودند .
من اینگونه رشد نمودم،پس تعجب ندارد بخواهم عمری هم منتظر سایه ای بی اعتنا باشم ،ک هیچوقت معلوم نیست کی واقعی میشود ....خداوند فقط باید بخیر کند ....!
Waiting too long ___hippie sabotage🎵✨️