محدثه رمضانی·۲۱ روز پیشمونالیزا« مونالیزا؛ روایت یک مجسمه عاشق»امروز من خواهم مرد؛ با تیشه و کلنگی که روزگار به ریشهام میزند. غرق در خاطراتم میشوم. انگار همین دیروز بو…
محدثه رمضانی·۱ ماه پیشآخرین فصل از سالصفحهٔ نمایشگر گوشی ساعت سه بعدازظهرِ روز دوشنبه را نشان میداد؛بیهیچ پیام یا تماس ازدسترفتهای.یک پیام کوتاه از محمد، بهانهٔ کافی بود برا…
محدثه رمضانی·۱ ماه پیشیک فنجان چای داغصدای زنگ درِ حیاط که بلند شد، قلبم به دهانم آمد. با آنکه سرِ شب بود، اما کسی درِ خانهی ما را نمیزد؛ مگر طلبکارها.اگر طلبکار باشد، میگوی…