عسل دیوی جان·۱ ماه پیش"به امید دیدار آهو"کلمهی «اگر» سوزاننده بود. قطره ای گرم از گوشه چشمم بر کاغذ ریخت.میخواستم جوابش را بدهم، فریاد بزنم که میخواهم! اما تنها توانستم لبهایم…
عسل دیوی جان·۲ ماه پیش"به امید دیدار آهو"(پارت دوم)روز هایم را با جملات و دست خط هایش شروع میکردم و با مرور خاطرات پایان میدادم .نوشته ی صفحه ی ۱۹ را صبح یکشنبه وقتی که رایحه ی گل…
عسل دیوی جان·۲ ماه پیش"به امید دیدار آهو"[تا ابد درون دریا به دنبال تو خواهم گشت و آرام منتظر تو خواهم بود..!]