ویرگول
ورودثبت نام
الهام
الهامبه امید پیدا کردن تمام رویاها وجادوهایی که تو دنیای واقعی خودمون اتفاق نمیفتن لا به لای دنیای کتاب ها 🔮
الهام
الهام
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

حتی نمیتونم چیپس بخورم

من الان گشنمه ، دلم غذا میخواد و برام مهم هم نیست که چه غذایی میخورم یه بسته چیپس هم کنارش میخوام .چیپس ساده چی توز . نمکی باشه ! همش مال خودم یه جا بشینم تنها ، کسی دور و برم نباشه ، سکوت باشه بعد دستم بکنم از تو بسته چیپس بخورم انقدر که حالم بد بشه و احتمالا هم میشه چون معده من عادت به این حجم از تنقلات نداره ، اما خب حال بدم آنچنان هم مهم نیست این همه آدم حال من در طول روز خواسته یا ناخواسته با هر دلیل بزرگ و کوچکی خراب میکنن این بار میخوام خودم دلیل حال خرابیم باشم ، حداقل میدونم از چیپس خوردن لذت بردم .

من کلا عاشق چیپسم دور و بریام همه درجریانن ، اما واقعا یادم نمیاد آخرین باری که چیپس خوردم کی بوده ! میپرسید چرا؟خب خیلی ساده است ، مغزم من دیوونه میکنه اگر یک بسته چیپس بخورم ، هر یک تیکه ای که تو دهنم بزارم دارم کالری و مقدار روغنی که برای سرخ شدن اون یه تیکه مصرف شده رو محاسبه میکنم ، به بقیه آدم ها که چیپس نمیخورن و چاق نمیشن نگاه میکنم ، مضراتش برای بدنم میشمارم ، به جوش هایی که قراره بعدش بزنم فکر میکنم و این روند تا جایی که چیپس به طور کامل کوفت خودم کنم ادامه میدم. حتی گاهی اوقات یه بسته چیپس میخرم و برای هفته ها تو کمدم نگهش میدارم ، نیازی نیست که بخورمش همین که میدونم اونجاست برام کافیه و از لحاظ ذهنی اقناع میشم . کلا دیوونه ام ، ولی خوش میگذره

تا حالا دربارش تحقیق نکردم ولی فکر کنم باید یه مشکلی چیزی باشه ، تقریبا سخت میتونم پیدا کنم وعده های غذایی که با فراق بال و خیال راحت و بدون ترس وزن اضافه کردن و تصور چربی های شکم و پهلو روی تنم غذا خورده باشم. در حالی که به هیچ عنوان چاق نیستم و اضافه وزن هم ندارم یعنی میخوام بگم میتونم با خیال راحت غذاهای دلخواهم بخورم و تا حد متعادلی هم میتونم در طول روز کالری بگیرم ، پس واقع مشکلم چیه ؟

شاید این نوک کوه یخه که از آب بیرون زده ، انعکاس زندگیم که داره روی صورتم برمیگرده ، احتمالا همیشه به طور ناخودآگاه دارم از این مسخره بازی ها درمیارم . شاید باور دارم برای خوب بودن ، برای متناسب بودن ، برای کافی بودن باید همیشه سختی بکشم و انجام دادن کارهایی که دوسشون دارم و بهم حس زنده بودن و زندگی کردن میدن باعث پس رفت و عقبگردم میشن.شاید برای همین که نمیتونم بدون احساس گناه از هیچ چیزی لذت ببرم ، به خاطر همینه که حتی تو شادترین لحظه های عمرم ، پشت خنده های مصنوعی یه صدایی تو گوشم پخش میشه که میگه زودتر تمومش کن ، جمعش کن ، برگرد خونه ، وقتت تلف نکن ، خودت چاق نکن ، خودت خسته نکن ، الکی تلاش نکن ، هیچ کاری نکن ...

الان بعد نوشتن این نوشته هنوزم گشنمه و دارم فکر میکنم امروز تو راه برگشت به خونه برای خودم یه بسته چیپس بخرم ..

روزانه نویسینوسندگیاحساس گناهروزمرگیآزادنویسی
۸
۴
الهام
الهام
به امید پیدا کردن تمام رویاها وجادوهایی که تو دنیای واقعی خودمون اتفاق نمیفتن لا به لای دنیای کتاب ها 🔮
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید