ویرگول
ورودثبت نام
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
خواندن ۱ دقیقه·۷ ساعت پیش

ای عشق! بیا!

بیا عشق من ، بیا و روزگار را غرق در بهار کن ، بیا که دل بی تو مرده و غرق در گریه است ، بیا که چو ماهی در بند به دریای نورت نیازمندم! بیا که دیگر جان ندارم و بیتاب از روزگار خویش هستم!! بیا !! تو تنها بیا و با نگاهی مرا در هم بشکن! بیا ای ساقی! بیا و م را از این برزخ رها کن ، از این آتش رها کن ، بیا و مرا به نور زیبایت منور کن! یار من! بیا تا از چشمانت باده ای نوشم و در کنارت غرق در بهشت شوم! آنقدر مست از وجودت هستم که دوست دارم بی شرم نگاهت کنم و گونه ات را چو گل سرخ ببوسم ، زلفان زیبایت را برای دل میخواهم ، و دوست دارم که در شهر شانه هایت گم شوم ، بیا جان من! که دیگر جانی ندارم و بیتاب از این روزگار سرد هستم

عشقعاشقانهشعرادبیاتدکلمه
۱
۰
محمد ☀️
محمد ☀️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید