از مستی و جام و می مگو ، من مست عشقم ، مست دیدگانش که صد ها حرف دارد! مست لبخندش که خود عالم عشق است! مست زلفان زیبایش که نور عشق است ، مست شیرینِ بیانش که خود بیداد عشق است ، مست جان شیرینش که همیار عشق است ، مست آن روح دلیرش که خود بی تاب عشق است .. مست کل وجودش که دلم بیتاب خویش است! آری که من مست یارم
