ویرگول
ورودثبت نام
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

گمگشته دل

وقتی در روزگارم چو باران

می گریستم و چو بید ز خود می شکستم و به دنیای اشک ها می رفتم

کجا بودی ای یار من؟

کجا بودی ای خوب من

در کدامین دره تنگ و تاریک گمگشته بودی که ز حال این بیچاره خبر نداشتی

وقتی که من میمردم و جان از هم می پاشید و چو مجنون به دنبال نورت بودم به کدام دیار رفته بودی؟

وقتی که دیوانه گشته بودم و با خون اشک همچو مستان

از باده ی عشقت می‌سرودم

به کدام محفل گمگشته بودی؟

وقتی که مجنون بودم و دیوانه وار خویش را فریب میدادم و در دعا ها تو را صدا میزدم‌ و از تو همچو باران میگریستم به کدام غربت دل بسته بودی؟

وقتی که وهم تو یار روزگارم گشته بود کجا گمگشته بودی؟

عشقشعرقلبادبیاتجامعه
۴
۰
محمد ☀️
محمد ☀️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید