نمیتوانم بفهمم چرا ظلم همیشه اول پیروز میشود. کلی مظلوم از بین میروند تا بعد، نور پیروز شود.
الان غمی در دلم هست که نمیتوانم توضیحش بدهم؛ اما شرمسارم، شرمندهام، خجالتزدهام.
کلی سؤال در ذهنم هست: واقعاً بعد از بین رفتن مظلوم، چه دردی دوا میشود؟ زجر کشیدنِ ظالم چه چیزی را جبران میکند؟
کاش از اول، ظالمی نباشد که مظلومی از بین برود، دلها خون شود.
ظالم باید از بین برود، اما در نهایت، تهِ دلِ ما، غمِ از دست دادنِ گلهایمان، نازنینهایمان، دوا نمیشود. این غم تا آخرین لحظهی زندگی با من هست.
فقط امیدوارم دیگر ظالمی از بین برود، پیش از آنکه مظلوم دیگری از بین برود.