آسمان بارانیست، اما هوا هیچ شباهتی به زمستان ندارد.
باران، نمنم و آرام است؛ کاملاً بهاری. بوی بهار میدهد، نه زمستان.
و این عجیب است، چون دقیقاً وسط زمستان ایستادهایم؛
بیهیچ خبری از برف،
بیهیچ نشانی از سوز و سرما.
هوا زیباست،
اما چون در جای خودش نیست، غمانگیز به نظر میرسد.
هیچ زیباییای خارج از زمان خودش، واقعاً زیبا نیست.
چون معمولاً نشانهی خوبی پشتش نیست.
آدم وقتی در عمق زندگی غرق میشود،
همهچیز را عمیقتر میبیند؛
عجیبتر، شگفتانگیزتر
و در عین حال، غمانگیزتر
از آنچیزی که در نگاهِ اول به نظر میرسد.