ویرگول
ورودثبت نام
Aida G
Aida Gبرای بقا در صنعت کار میکنم ,ولی برای روحم مینویسم.
Aida G
Aida G
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

«چهارشنبه‌ای با صدای باران»

امروز با صدای دودکش بخاری که قطرات باران روی آن می‌چکید بیدار شدم. به به، امروز هوا ابری و بارونی است و من عاشق این هوا هستم.
در چنین هوایی همه چیز برای من زیباتر و ارزشمندتر است.

بیدار شدم، مثل همیشه صبحانه خوردم و آماده شدم. از مسیر بارونی و پاییزی و برگ‌های نارنجی در کنار اتوبان لذت بردم. قطرات باران روی شیشه می‌چکید و من از صدای برخورد باران با سقف ماشین لذت می‌بردم. مقداری از مسیر را در سکوت و غرق لذت بردن از صدای باران و باد سپری کردم و بعد از آن پادکستی با صدای ملایم گذاشتم تا هم به خودم چیزی اضافه شود، در کنار باران دل‌نوازی که روحم را نوازش می‌داد.

به شرکت رسیدم، پشت میز کارم. حتی صدای برخورد باران به سقف دفترم هم امروز روح‌نواز است.
روز چهارشنبه، هوای ابری و بارونی… خدایا شکرت، همه چیز عالی و زیباست. فقط باید به جزئیات با علاقه بیشتری نگاه کرد.

امروز حالم بهتر است.

بارانپاییزانساندرخت
۱
۰
Aida G
Aida G
برای بقا در صنعت کار میکنم ,ولی برای روحم مینویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید