ویرگول
ورودثبت نام
fateme
fatemeغرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه
fateme
fateme
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

جایِ نبودنت درد می‌کند

آدمی در هر برهه از زندگی دست به خیال‌بافی می‌زند. این استراتژی برای ادامه زیستن، تنها معطوف به آینده و روزهای پیش‌رو نیست؛ آدم به عقب برمی‌گردد و گذشته را آن‌گونه که می‌توانست باشد یا نباشد، در رویاهایش می‌بافد.

با دلِ همین خیال‌بافی‌ها، شب‌ها را از دلِ روزها می‌یابم و برای یاری که امروز، ما و او هیچ شباهتی به سال‌های دورِ دیدار ندارد، ترانه می‌نویسم:

«اگر نرفته بودی جاده پر از ترانه / کوچه پر از غزل بود سوی تو روانه»

اما چه کنم؟ من همه تلاشم را کردم؛ خیلی هم تلاش کردم که همه چیز را درست کنم، ولی دیگر زورم به نخواستنش نرسید.

اکنون که دارم فکر می‌کنم، می‌بینم عباس معروفی راست می‌گفت: «حضورش برایم هیچ اهمیتی نداشت، اما غیبتش خیلی آزاردهنده بود.»

جای نبودنت درد می‌کند؛ دردی که تو هیچ‌وقت قرار نیست از آن باخبر شوی.



دلنوشتهدلنوشته عاشقانهعباس معروفیتنهایی
۱۰
۳
fateme
fateme
غرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید