چند وقتی است که مهمان شهر ما شدهاند. آدمهایی که وظیفهی تفکیک زباله را برعهده گرفتند و از آن درآمدی بر جیب میزنند و آتش بنزینشان را تامین میکنند.همهی این چندنفر یک شکلند.صورتی استخوانی، دماغی آویزان، قوز کرده به جلو و قدم های سریع.
هر کدام وسیلهی نقلیهای دارند، یکیشان گاری دستی، یکی گهوارهی رنگ و رو رفته و دیگری اسکوتری گردن شکسته که رویش سبد میوهای سوار است.
لباس هایشان کهنه اما به مد روز است طوریکه با خود میگویی: قدیمی است یا جدید؟