ویرگول
ورودثبت نام
گیسو
گیسوتلاش می‌کنم بنویسم چون که نوشتن آرامش من است. لینک کانال تلگرام https://t.me/arameshejanchannel
گیسو
گیسو
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

بالکن

می‌شد که روی بالکن فرش شدهٔ خانه نقلی‌امان، کنار هم بنشینیم و به مُخَده‌های زرشکی و طوسی تکیه بدهیم!

تو با دامن چین دار گلی و موهای طلایی که از گرما پشت سرت گوجه کردی، برایم از فرداها بگویی و آرزوهای قشنگ‌مان!

من غرق شوم در چشمان به رنگ نیلی آسمانت، لبخند بزنم به رویاهای زیبایت و همزمان چای داغِ قندپهلویمان را جرعه جرعه بنوشیم و قطره‌قطره در هم حل شویم.

اما! حالا من تنهای تنها در ایوان بزرگ خانه روستایی پدربزرگم، با استکانی چای در دست  و خیره به دوردست‌ها به تو فکر می‌کنم، به تویی که روزی قرار بود مرهم دل بی‌قرارم باشی.

به تویی که همهٔ دنیایم را با رویایت ساختم و وقتی رفتی، دنیای رویایی‌ام شد نوشیدن همین استکان چای!

بی تو، تلخ و تنها !

گیسو

نوشته شده در تاریخ ۰۳/۰۵/۲۷

انتشار در تاریخ ۰۴/۱۱/۰۹

تنهاتلخچای
۴
۰
گیسو
گیسو
تلاش می‌کنم بنویسم چون که نوشتن آرامش من است. لینک کانال تلگرام https://t.me/arameshejanchannel
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید