و اما چشم ها این چشم ها هستند که هم میتوانند حقیت را در خودشان پنهان کنند و هم میتوانند آن را به زلالی آب دریا نشان دهند بین این دو فرقی وجود ندارد چون مگر کسی هم هست به فکر درد این آدم باشد درواقع کسی به آن چشم های خسته و بغض آلود دقت نکرد و کسی توجه نکرد او چطور با این همه مشکل دوباره لبخندی بر لبش کاشت و خودش را از نظر دیگران فردی خوشحال کرد درواقع او اینکار را کرد تا کسی به او نگوید در آخر همه ی مشکلات تقصیر خودش است او اینکار را کرد تا کسی که نمیتواند او را درک کند به او بدترین ضربه زندگی اش را نزند او آدم محتاطی شده است که دیگر با احساستش آشنا نیست و از نظر دیگران او فردی سرد است ولی کسی تلاشش را نکرد که به اعماق وجود او رخنه کند و اوی واقعی را بشناسد و بخواهد احساساتش را درک کند..