امیرحسین سهراب زاده·۲۴ روز پیشاونروزاونروز به این فکر میکردم که چیمیشد اگه تک تک فکرامون مثل یه زیر نویس برا بقیه آشکار میشد یه چیزی مثل قدرت ذهن خوانی،مثل تعداد کمی از انسان…
امیرحسین سهراب زاده·۱ ماه پیشچاله ای از قیرآسفالتی تازه،ترس برخورد پوست به قیر داغ،پدری خشمگین و ماشینی آسوده،چرا آسوده به خاطر شکستن قلنج لاستیک ها و چرا خشمگین به خاطر ۴،چهارمین با…
امیرحسین سهراب زاده·۱ ماه پیشخش خش رادیونمیدونم شماها به مادر بزرگتون چی میگید،من میگم عزیزعزیز منو خیلی دوستداشت منو از بقیه خیلی متفاوت تر میدید یا بهتره بگم تنها کسی که منو مید…