لحظه های پراکنده·۹ روز پیششقایقای شقایق واژه امید منما در این خانه مبهوت که آواز نفس، بر همه چلچله ها می نازدچشم بر باخته ایمزیر بار توشه اندوه می نالیم می نالیمای شقایق…
لحظه های پراکنده·۱۳ روز پیشاولین نوشته...سلام امروز بستری پیدا کردم از جنس آزادیخسته از تجمع درد ها ،اینجا می نویسم تا اندک حس رها شدن دستی بر جان وامانده بنشانداعتراف میکنم مسیر ا…