یاسین بیگی·۲۲ روز پیشعشق یا آزادی؟!خواب دیدم در خیابانی دود آلود از آتش سطلهای آشغال که در خشم معترضان گرسنه میسوختند و اشک آورهای سرکوبگران مزدور بی اعتنا از دو طرف ماجرادر…
یاسین بیگی·۲۴ روز پیشبرای سین اول…برای او که مهر خالص است..دلمان تنگ است در این ظلمات بی هم زبانی و بی در کجایی..امیدوارم که خوب باشی و قوی بمانی، تو میدانی همه چیز در گذر ا…
یاسین بیگی·۱ ماه پیشاستیصال،وارهیدگی،خوشبختینمیخوام طبق عادت سنگین نوشته شوداما این عادت خیلی قدیمیه و طبعا گاهی نشتی پیدا میشه تو نوشتارمخوب ما الان کجای داستانیم؟شرایط موجود، نابسام…
یاسین بیگی·۷ ماه پیششبیه بودن…دیروز پستی دیدم از رفیقم که دورست و دلتنگ هستم برای دیدن و شنیدن او..میانه ی پست تصویری بود از فریدا کالو وینسنت ون گوگنشسته کنار هم… فانتز…
یاسین بیگی·۸ ماه پیشاینجا…الان..راستش من به پیشنهاد رفیق اول اینجا هستم، بنا بر خواندن داشتم و نه نوشتن. اما نوشتن شاید به قول همان رفیق مهربان به کار بیاید برای آرامیدن..…