smiling؛)·۵ روز پیشصفحه هایی از دفتر خاطراتم برای تو..مرد شطرنجی! اگه روزی سر یک میز نشستیم و با هم داشتیم صحبت میکردیم میخوام برات چند صفحه از دفتر خاطراتم که راجب توعه رو بخونم۲۸ اردیبهشت ۱۴۰…
smiling؛)·۱ ماه پیشانگيزه شروع...من شروع متن:الان که دارم اینو مینویسم جون توی تنم نیستپاهام بی حس و سنگینن و سرم انگار برای بدنم نیست الان برای من نیست انگشت هام به قدری س…
smiling؛)·۱ ماه پیشعشق یکطرفه من..حقیقتا فکر میکنم بار اوله که صادقانه راجبش قراره صحبت کنم..از دور...همیشه دارم راجبش مینویسم... تو تمام صفحه های دفتر خاطراتم و توی تمام کت…