ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

۱۹۶. شنبه

خب باز هم ویرگول سر دنده لج افتاده است و نمی‌گذارد عکس آپلود کنم. واقعا از این باگ‌هایی که تمامی ندارد، دارم خسته می‌شوم. دلم‌ می‌خواهد اصلا دیگر اینجا ننویسم. حالا هم بخاطر چالش است که می‌نویسم وگرنه این ضدحال‌های ریز و درشتی که می‌زند اعصاب آدم را بهم‌ می‌ریزد.

ساعت پنج و نیم بود که از صدای بارش باران بیدار شدم و دیگر به خواب نرفتم. هنوز هوا تاریک بود. از فرصت استفاده کردم و کمی درس خواندم. آسمان که روشن شد ابرهای رقصان را دیدم که متراکم می‌شدند تا از نو ببارند. چقدر باران زیباست. ابر زیباست. اصلا سرما را دوست دارم. روزهای ابری و بارانی نعمت هستند. جدای از روزهای دیگر هستند. باید این روزها را حسابی زندگی کرد.

صبحانه درست کردم و آماده‌ شدم بروم باشگاه. همه جا خلوت بود. راستی یادتان هست گفتم چند وقتی است تمرین خوبی نداشته‌ام! همه‌اش زیر سر خستگی و استراحت ناکافی بود. پنجشنبه حسابی استراحت کردم و نزدیک به ۱۲ ساعت خواب خوب داشتم که باعث شد توانایی از دست رفته‌ام را بازیابم و برای صدمین بار دریافتم که استراحت بسیار مهم است.

خلاصه که حالا دارم عدس‌پلو درست می‌کنم برای ناهار و از هوای دلپذیر بارانی لذت می‌برم.

دلم‌ نمی‌خواهد از ناراحتی‌ها بگویم. ولی ته دلم غمگین است از اوضاع حاکم. فقط آرزو می‌کنم همه چیز به نفع مردم درست شود و سر و سامانی بگیرد.

بروم چای دم کنم...

۱۳ دی ۴۰۴

استراحتبارانخواب
۹
۱
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید