پارت دوم
مورگانا قبل از اینکه اعدام بشه چند روز در سیاهچال زندانی شد پدرم در دربار جادوگر نداشت چون اصلا علاقه ای به جادو نداشت و همیشه بر این عقیده بود که جادو چیزی جز سیاهی و شیطان نیست ، اما مورگانا قوی ترین جادوگر کملات بود او به راحتی می توانست با یک جادوی ضعیف و بی زحمت از ان زندان خلاص شود اما، اما این کار را نمی کرد اون نگهبانان را التماس می کرد تا به برادرم که ان زمان ولیعهد و جانشین پدرم بود بگویند که به ملاقاتش بروند اما انها با طعنه و تمسخر هشدار هایش را نادیده می گرفتند آه.. چه اهمیتی دارد من با تولدم جان چندین نفر را گرفتم مادرم ، مورگانا، پرسیوال و هزاران سرباز بی گناه هر سالگرد تولد برای همین خاطر مرا ازار می دهد و امروز هم بیستمین سالگرد تولد نفرین شده من است … همین طور در فکر بودم که در باز شد …