مرجان صالحیدرسَکّو!·۱۷ روز پیشآن روز عصر-قسمت سومبعد از پنج روز که برگه احضاریه به دستم رسید، اکنون در جایگاه شاهد دادگاه شهرستان قائمشهر نشسته بودم.یک طرف مامان و بابا بودند و طرف دیگر زن…
مرجان صالحی·۲۰ روز پیشآن روز عصر-قسمت دومروز بعد و هفت روزی که از پیِ آن آمد را در بیخبری، دور از اطرافیان و با گوشی خاموش سپری کردم. آنقدر درگیر کار و درس شده بودم که حتی وقت نک…
مرجان صالحی·۲۴ روز پیشآن روز عصر - قسمت اولاز در پشتی مطبخ میرفتم پیش بابا که توی حیاط پشتی سرگرم ور رفتن با ماشینش بود و از آنجا دوباره برمیگشتم به مطبخ. آنقدر این مسیر را توی...
مرجان صالحی·۲ ماه پیشکودکیِ ناتمام مناین متن کوتاه، توصیفی از حال و احوال شخصی نویسنده است. اگر درکی از چنین توصیفاتی ندارید، از کنار این نوشته بگذرید و خوش به حالتان.