ویرگول
ورودثبت نام
Mohadaan
Mohadaanفکر می‌کردم که تونستم ماه رو لمس کنم ولی معلوم شد تصویر توی آب بوده...
Mohadaan
Mohadaan
خواندن ۳ دقیقه·۱۷ روز پیش

ارباب دنیای مجاور

پارت هشتم
سیزدهمین روز از اولین ماه سال هجدهم
با صدای در چشمانم را باز کردم. گمان میکردم تنها در حد یک پلک زدن خوابیده‌ بودم اما خورشید چنان به اتاق می‌تابید و هوا را روشن کرده بود که باید برای صبحانه، ناهار می‌خوردم!
آیان وارد شد و با دیدن وضعیت خواب آلودم شگفت زده شد:" واقعا تونستی بخوابی؟"
موهای جو گندمی‌ام را با دست مرتب کردم:" نمیدونم چطوری اینقدر خوابیدم!"
آیان سری تکان داد:" بیخیال... اطراف جسد پری رو بررسی کردم... ."
بلند شدم و کنار پنجره ایستادم، درحالیکه مشغول تماشای باغ جنوبی کاخ بودم به صحبت‌های آیان گوش کردم.
آیان:" همونجور که حدس زده بودی خون اطراف جسد برای پری نبود! با وسیله‌ای که بهم دادی آزمایش کردم و بنظر متعلق به یک فورثولا بود."
با شوک به طرف آیان برگشتم:" ولی مگه فورثولاها متعلق به ایالت روشیرا نیستن؟ اونجا خیلی دور از فیریسه! تا جایی هم که میدونم رابطه نزدیکی با فیریس ندارن."
آیان از پارچ روی میز کنار تخت برای خودش آب ریخت:" اطراف محل رو بررسی کردم؛ با فاصله یک کوچه روی دیوارا رد شمشیر افتاده بود. از یکی از محلی‌ها پرس و جو کردم گفت نصف شب صدای دعوا شنیده اما چون یه پیرزن تنها بوده جرات نکرده بره ببینه چی شده."
پرده را کشیدم:" فقط خون فورثولا بوده؟"
آیان تاکید کرد:" فقط فورثولا... سر نخ‌ها رو دنبال کردم و متوجه شدم به حومه ایالت رفته‌. مطمئنم زنده‌ست ولی انگار آب شده رفته تو زمین دیگه نتونستم هیچی ازش پیدا کنم."
نفسم را با کلافگی رها کردم:" با این حساب الان نمیدونیم فورثولا قربانی بوده یا مجرم. روشیرا رابطه جالبی با فیریس نداره ممکنه اون یک مامور بوده باشه تا اینجا رو بهم بریزه. ولی از طرف دیگه کشته شدن پری‌های نگهبان اتفاق تازه‌ای نیست شاید فورثولا صرفا یک شاهد بوده که خواستن ساکتش کنن."
آیان به من نزدیک شد و آرام زمزمه کرد:" تا الان پنج‌تا پری کشته شدن، ایالت روشیرا اولین ایالتی بود که نگهبانش رو از دست داد. اونا خیلی خوب با من برای حفظ نظم همکاری میکردن و تحقیقات عالی‌ای انجام داده بودن؛ بنابراین معتقدم اون فورثولا برای تحقیق اومده. با توجه به رد شمشیری که روی دیوارا مونده مطمئنم هردو طرف ماهر بودن. پس احتمال اینکه اون فورثولا یک مامور آموزش دیده برای پیگیری کردن مسئله مرگ پری‌ها بوده خیلی زیاده!"
دستانم را روی صورتم گذاشتم. روشیرا آخرین ایالت مستقل شده در دنیای مجاور بود، مردمان آنجا از نژادها و گونه‌های خاص بودند و علاوه براینکه جنگجویان فوق‌العاده‌ای داشت، استراتژیست‌هایی نیز در آنجا ساکن بودند که به طرز هوشمندانه‌ای کنترل منطقه‌شان را به عهده داشتند. شاید باید بعد از فیریس به روشیرا برویم. اما وقتی نوای آرامش شب را دیشب شنیدم فکر کردم باید راهی لافرن شویم. اگر آنجا هم ملودی به نحوه‌ی دیشب اجرا شود فاجعه به بار می‌آید. لافرن همین الان هم به دلیل فضای خاصی که دارد گاهی مستعد اتفاقات ترسناک می‌شود چه برسد به اینکه آرامش شب اینگونه در آنجا پخش بشود.
_ اگه فورثولا قربانی باشه، پس کسی که بهش حمله کرده باید یه ربطی به قضیه داشته باشه."
آیان سرش را پایین انداخت و درحالیکه حرفم را تایید میکرد گفت:" درسته اما نتونستم هیچ اثری از کسی که باهاش درگیر شده بود پیدا کنم. انگار ننافر داشته با چیزی میجنگیده که دیده نمی‌شده و هیچ اثری از خودش نمیذاره. حتی فکر کردن بهش هم باعث میشه هیجان‌زده بشم. بنظرت اگه باهاش روبرو بشم چقدر طول میکشه تا شکستش بدم؟"
_ به لافرن میریم!"

(مسئول آرشیو خاطرات ارباب دنیای مجاور صحبت میکنه!
سلام! بابت یه هفته تاخیر عذرخواهی میکنم سایت مشکل داشت و مدام ارور میداد یا هم اصلا نمیشد خاطرات رو پیست کنم. و یه چیز دیگه! متوجه شدم پارت‌ها در دسته فیلم و سینما قرار گرفته غیر از یکی دو قسمت. انگار سایت داره از پیش خودش تصمیم میگیره کدوم دسته باشه. نمیدونم چرا و باید چیکار کنم T•T)

فانتزیماجراجوییداستانادبیات
۸
۲
Mohadaan
Mohadaan
فکر می‌کردم که تونستم ماه رو لمس کنم ولی معلوم شد تصویر توی آب بوده...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید