ویرگول
ورودثبت نام
هانیه براتی
هانیه براتیسلام! من هانیه هستم. عاشق شعر و نوشتنم و دوست دارم احساسات و داستان‌های قلبمو با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم نوشته‌هام براتون دل‌نشین باشه و بتونه لحظه‌های خوبی براتون بسازه.
هانیه براتی
هانیه براتی
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

ماهِ ناپیدا

یادته...

بهم گفتی که من شبیه ماهم؟

آن شب فقط لبخند زدم.

اما هیچ‌وقت نگفتم...

آره، من و ماه شبیه همیم.

هر دو در تاریکی زندگی می‌کنیم.

بعضی شب‌ها آن‌قدر روشن که همه فقط زیبایی‌مان را می‌بینند.

بعضی شب‌ها آن‌قدر پنهان که انگار هیچ‌وقت وجود نداشته‌ایم.

اما ماه...

حتی وقتی دیده نمی‌شود،

هنوز در آسمان است.

و من...

هنوز جایی میانِ تاریکی و نور ایستاده‌ام.

نه آن‌قدر روشن که خودم را ماهِ کامل بدانم...

و نه آن‌قدر خاموش که فراموش کنم

هنوز...

در آسمانم.

فقط

بعضی شب‌ها

دیده نمی‌شوم.

دلنوشتهشبتنهایی
۰
۰
هانیه براتی
هانیه براتی
سلام! من هانیه هستم. عاشق شعر و نوشتنم و دوست دارم احساسات و داستان‌های قلبمو با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم نوشته‌هام براتون دل‌نشین باشه و بتونه لحظه‌های خوبی براتون بسازه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید