هانیه براتی·۱۲ روز پیشوقتی آسمان ها یکی نیستند«بعضی بارانها قرار نیست عاشقانه باشند؛ وقتی میان دو آسمان هنوز فرسنگها فاصله است.»
هانیه براتی·۱۲ روز پیش«وفادارتر از تو»«گاهی خاطرهی آدمها از خودشان ماندگارتر و وفادارتر میشود؛ روایتی از عشق، فاصله و یادهایی که رفتن را نمیپذیرند.»
هانیه براتی·۲۰ روز پیش«از قفس تا تو»«بعضی آدمها برای عشق، از قفس بیرون میآیند؛ اما گاهی دنیا بزرگتر از آن است که فقط با عشق نجات پیدا کنی.»
هانیه براتی·۲۵ روز پیشخوابی زمستانیتمام فصل های زندگی امخوابی زمستانیستهمه چیز سکوت استسکوتی یخ زدهدستان تنهایی ام میلرزندآنها رادرون گوشه ای از جیب های کوچک و تاریک زندگی ام…
هانیه براتی·۱ ماه پیشمنمن سردی چایِ در فنجانگلی خشک شده در گلدانمن تلخی درون یک قهوهزنده ای با روح یک مردهمن امید به اخر رسیده یک بیمارسایه ای مبهم روی یک دیوارمن…
هانیه براتی·۱ ماه پیشنمیتونم فراموشت کنممن تنها موندم تو خاطرات مبهمتنها دلیلی که هنوز زنده امفقط توئی عشقممنی که عاشق و عاشقتر میشماینجا تنها موندمببین تو انتهای مسیرم اتیش گرفته…
هانیه براتی·۱ ماه پیشپرنده های خونگیپرنده ای بی هم نفس خو کرده بود به یک قفسکنج قفس نشسته بود سرگردون و بی هدفراهی واسه پرواز نبودبال های اون شکسته بودتو اومدی نفس بشیروشنی قف…
هانیه براتی·۶ ماه پیشبانوی خاکستریاین متن یک مونولوگ است؛ صدای کسی که نه کاملاً زنده است و نه کاملاً مرده. روایتی از زیستن در منطقهی خاکستری، جایی بیرون از امیدهای کلیشهای…
هانیه براتی·۸ ماه پیشبرای عشقغزلی با نگاهی عاشقانه و حسرت آلود به فرصت های از دست رفته؛ روایت ما و آنچه برای عشق کردیم و نکردیم.