هانیه براتی·۱ ماه پیشبانوی خاکستریاین متن یک مونولوگ است؛ صدای کسی که نه کاملاً زنده است و نه کاملاً مرده. روایتی از زیستن در منطقهی خاکستری، جایی بیرون از امیدهای کلیشهای…
هانیه براتی·۴ ماه پیشبرای عشقغزلی با نگاهی عاشقانه و حسرت آلود به فرصت های از دست رفته؛ روایت ما و آنچه برای عشق کردیم و نکردیم.
هانیه براتی·۵ ماه پیشتنها کسی که موند کنارمترانه ای از خستگی، تنهایی و ایستادگی در برابر غم و آدم ها.
هانیه براتی·۵ ماه پیشجادوی نگاه تواین شعر رو از دل نوشتم؛ از جادوی نگاهی که عشق رو به یک راز موندگار در قلبم تبدیل کرد.
هانیه براتی·۶ ماه پیشدنیای غارت زدهشعری درباره قلبها، روحها و رویاهایی که در دنیایی پر از غم و ویرانی پژمردهاند، اما هنوز نشانهای کوچک از امید در تاریکی باقیست.
هانیه براتی·۶ ماه پیشچرا تنها سهمم تماشاست؟شعری تلخ و اجتماعی درباره انسانی که تنها نقشش در جهان، تماشا از حاشیه است؛ با دستانی خالی و حقی فراموششده.
هانیه براتی·۶ ماه پیشنیکیِ مصادرهشدهشعری دربارهی وقتی که نیکی، بهانهای برای انکار خواستههای شخصی میشود.