ویرگول
ورودثبت نام
نسترن پیریان
نسترن پیریاننوشتن، اولین راه برای درمان!
نسترن پیریان
نسترن پیریان
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

زمینِ آسمان هفتم

فرهادِ من؛ سوادم برای از تو نوشتن، نم کشیده.

روزگارم به شیرینیِ نامم نیست، قلبم به عظمت و سنگینی کوه پیش روی تو درآمده.

طاقتم طاق شده و سر آمده منتظر حضرات عزرائیلِ مجنون‌تر از من ایستاده است.

زبانم به از تو گفتن نمی‌چرخد، کردارم به برای تو کاری کردن خیزی هرچند کوته برنمی‌دارد.

ببین قلب شیرین عقل من را به چه گزندی حواله کردی که در دم جانش ز کف بیرون آمده و قلب‌گری نمی‌کند.

دیگر قلب که نیست، تو بگو تکه سنگی در دل کوهِ فرهاد شکن!

تبر را به آسمان پرتاب مکن، الهی که از هفت آسمان بگذرد و به زمین این آسمان نرسد.

تا تبر به فرق سرت اصابت نکرده است برگرد، برگرد و قلب حواله به سنگم را در آغوش بگیر.

تا دیر نشده است، برگرد.

فرهادِ من، برگرد...

فرهادشیرینعشقآسمانزمین
۸
۱
نسترن پیریان
نسترن پیریان
نوشتن، اولین راه برای درمان!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید