با سرد شدن این هوا، قلبمون هم داره یخ میزنه!
راستش، قلب یخیم رو دوست دارم؛ توش چیزی برای انتظار کشیدن و متوقع بودن وجود نداره.
شاید مثل رویاهای وسط فکرهای آخر شب، وقت خواب، همون فکرهای ناشی از شام سنگین، قلب یخی تمام روز جدی جدی درگیر نجات خودش از شر تیزی گوشه و کناره یخهاست. شایدم در حال فرار از زیر سقوط قندیل الماس خاطرات!
کاملا هویداست که پاییز سرمای وجود رو هم با خودش آورده.
سرد بودن گاهی خوبه، حتی لازم.
بهنظرم چند ماهی از سال رو هم دچار سردی رفتار با آدما باشید.
بذارید این بار اونها شعلههای گرم این روابط رو روشن کنن.