ویرگول
ورودثبت نام
مری
مریلازم باشه می نویسمش
مری
مری
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

دو شب تاریک

اول و آخر هر فکر چیه بنظرت !چه و چیزی از اون لحظه بخاطر میمونه.یادگاری، عشق،تعهد یا وفاداری

خونه ذهن، خونه افکار، بهونس یا جهنم

حرف ها بهانه است، وقتایی که از خودت بیزاری یا از خودت بی خودی .تنهایی و چه کسی تنهایی رو پر میکنه!

ارزش داره این همه ترانه عاشقانه

می‌دونستم یا نمی‌دونستم ؛فکر خیال بزرگ ترین دشمن هر آدم دوام بیارم مرهم کسی هست!

میتونم یا نمیتونم طاقت بیارم ،تا چه حد آشفتگی

تا چه حد سر در گریبان و زانوی غم بغل کردن

پرسیدن هم نداره .قصه هم خوندن نداره ناگفت رو نمیشه بیان کرد.قصه ای که رنج آوره نگفتنش بهتره...

دست بر دل؛غم بی حساب، شب بی خواب، گفتگو بی حاصل و چشمان دریای مرده

بگم عزیز رفته ای یا بگم غروب گرفته ،فرقی داره وقتی فرقی نداره.اگه ی روز پرنده شدم بدون که پنجره رو نبندی بگم داغ رفتنت بیشتر سوزوندم یا وقتی بودی قدر ندونستم که پنجره بهشت رویا بودی. نمیدونی زهر مار کنارش عسله ؛جدا رفته از دستم جانی ندارم در پیکر،غمت از دلم بیرون نرفته ،چرا بی خبری از حالم و روزگارم....

اگرچه رسوا شدم

شبتنهاییغم
۹
۰
مری
مری
لازم باشه می نویسمش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید