مجید حسنی·۲ ماه پیشنان لبخند!نان لبخند!یک روز بارانی و سرد، توی صف نانوایی ایستاده بودم و همه اخم کرده بودند؛ یکی را دیدم زیر لب غر میزد، یکی دیگر با گوشی حرف تند میزد،…
مجید حسنی·۲ ماه پیشپیرمرد همسایه و ماشین قدیمی!یکی از دوستانم یک بار حرف جالبی زد؛ آن وقت ها که برای کنکور ارشد میخواند و حسابی بریده بود. میگفت: انگیزه مثل آن پیرمرد بداخلاق همسایه ا…
مجید حسنی·۲ ماه پیشنقطهی هدف!دنبالم کن به صرف یک استکان چای...همه چیز از آن سه شنبهی کسل کننده شروع شد؛ وقتی که باز هم مثل هر روز، ساعت گوشی را روی تکرار گذاشتم و پ…
مجید حسنی·۲ ماه پیششکافِ بتن و جسارتِ جوانه!مرا دنبال کن... که دنبال تو می گردم...همیشه برایم سوال بود که این گیاه های کوچک، چطور از دلِ آسفالتِ زمختِ خیابان یا شکاف بتن های سختِ پی…
مجید حسنی·۲ ماه پیشکاریکاتور موفقیت!بازوهای قوی؟!!!توی اکسپلور چرخ میزدم که چشمم به ویدیوی او خشک شد. دستهایش عجیب بود؛ بازوهایی ستبر، رگهای برجسته که مثل مارهای درهم تنید…
مجید حسنی·۲ ماه پیشچاشنی عمه و خاله!چاشنی عمه و خاله!میگویند قورمهسبزی پادشاه غذاهاست، اما پادشاه هم که باشی، اگر ۳۰ روز ماه، ناهار و شام جلوی چشمت قورمهسبزی قد علم کند، دس…