سوگند به نامت...
به لرزش این دلِ بیقرار وقتی یاد تو میافتد،
به آرامشی که در صدایت پنهان است،
به نگاهی که غصه را از روزگارم میروبد.
سوگند به نامت...
که تو آرام منی.
میان این همه هیاهو و خستگی،
میان تمام جهانِ بیرحم و عبوس،
تو بندِ ظریفی هستی
که دلم را به زندگی گره میزند.
وقتی لبخند میزنی،
جهانم روشن میشود،
مثل چراغی در شبِ خاموشِ دلم.
و من…
به همان روشنی ایمان دارم.
سوگند به نامت—
به چشمهایی که مرا میخوانند بیصدا،
به دلی که با بودنِ تو معنا میگیرد،
که اگر تو نباشی،
جهانم بیسوگند میماند،
بی آرامش،
بی من...
✍️. #محمد_کورد

https://t.me/Mohamadkurdshaer