
آیا تا به حال در اوج موفقیت یا در یک شب آرام، ناگهان با این فکر مواجه شدهاید که: «تهِ این همه بدو بدو که چه؟» یا «اصلاً زندگی من چه معنایی دارد؟». این حس که گاهی مثل یک سنگینی روی قلب مینشیند، اضطراب وجودی (Existential Anxiety) نام دارد.
این مطلب چکیدهای از آموزههای مهدی صارمینژاد (روانشناس بالینی) است که به ما کمک میکند بفهمیم چرا این اضطراب، برخلاف ظاهر ترسناکش، میتواند کلید رشد ما باشد.
اضطراب وجودی یک اختلال روانی نیست؛ بلکه نوعی «آگاهی عمیق» است. در حالی که اضطرابهای روزمره (مثل نگرانی برای امتحان) گذرا هستند، اضطراب وجودی به ریشههای هستی ما میزند. فیلسوفانی مثل سارتر و رواندرمانگرانی چون اروین یالوم معتقدند این تجربه، بخشی جداییناپذیر از انسان بودن است.
ما زمانی دچار این حس میشویم که با چهار واقعیت بزرگ روبرو میشویم:
* مرگ: آگاهی از اینکه فرصت ما محدود است.
* آزادی: ترس از مسئولیتِ سنگینِ انتخابهایی که زندگیمان را میسازند.
* تنهایی: درک این مطلب که بخشی از وجود ما را هیچکس نمیتواند کاملاً بفهمد.
* پوچی: این حقیقت که زندگی به خودی خود معنای آمادهای ندارد و ما باید آن را بسازیم.
غرق شدن در سوالات فلسفی درباره هدف زندگی.
احساس سردرگمی و "گمگشتگی" علیرغم داشتن زندگی عادی.
حس تنش جسمانی مبهم بدون دلیلی مشخص.
احساس فاصله از دیگران (اینکه کسی واقعاً شما را درک نمیکند).
* ترس از آینده، پیر شدن یا از دست دادن فرصتها.
معمولاً بحرانهای زندگی (مثل سوگ، مهاجرت، طلاق یا حتی میانسالی) و یا تغییرات بزرگ هویتی، محرک اصلی هستند. در دنیای مدرن امروز، شبکههای اجتماعی و فشار برای "کامل بودن" نیز این حس پوچی و مقایسه را تشدید کردهاند.
هدف ما حذف اضطراب وجودی نیست، بلکه مدیریت و تبدیل آن به سوخت زندگی است. این راهکارها را امتحان کنید:
*نامگذاری احساسات: وقتی میدانید این یک "اضطراب وجودی" است، کمتر از آن میترسید. بنویسید یا حرف بزنید.
معنا را بساز، منتظرش نباش: معنا یک گنج پنهان نیست که پیدایش کنید؛ بلکه چیزی است که با کارهای کوچک (کمک به دیگران، خلق یک اثر، یا حتی یک رابطه سالم) ذرهذره ساخته میشود.
پذیرش عدمقطعیت: قبول کنید که قرار نیست همه جوابها را بدانید. رها کردن کمالگرایی، بار سنگینی را از دوشتان برمیدارد.
ارتباطات اصیل: گفتگو با انسانهایی که نگاه عمیقتری به زندگی دارند، حس تنهایی وجودی شما را تعدیل میکند.
تمرکز بر حال: ذهنآگاهی و مراقبه کمک میکند از غرق شدن در افکار ترسناکِ آینده به آرامشِ "اینجا و اکنون" برگردید.
اضطراب وجودی دشمن شما نیست؛ بلکه مثل یک چراغ قوه است که به نقاط تاریک و فراموششدهی زندگیتان نور میتاباند تا از نو به ارزشهایتان نگاه کنید. این احساس به شما یادآوری میکند که شما زندهاید، آزادید و مسئولیت ساختنِ یک زندگی معنادار بر عهده خودتان است.
آیا شما هم تابهحال با این حس پوچی یا اضطراب عمیق روبرو شدهاید؟ فکر میکنید چه چیزی در زندگی شما میتواند به آن «معنا» ببخشد؟