
رضا و مهدی از دبیرستان با هم دوست بودند.
هر وقت مشکلی پیش میآمد، این رضا بود که جلو میرفت.
یک بار مهدی پول کم آورد؛ رضا قرض داد.
بار دیگر مهدی با کسی دعوا کرد؛ رضا وسط رفت و ماجرا را جمع کرد.
حتی وقتی مهدی قولی میداد و عمل نمیکرد، رضا باز میگفت:
«اشکال نداره، رفیقیم.»
سالها گذشت و این عادت ادامه داشت.
رضا همیشه میبخشید، همیشه کوتاه میآمد.
یک شب رضا برای کاری مهم از مهدی کمک خواست.
فقط یک کار ساده.
مهدی گفت: «باشه، حتماً.»
اما روز قرار حتی تلفن را هم جواب نداد.
رضا آن شب تنها ماند.
نه از کار از دست رفته ناراحت بود،
بلکه از چیزی که تازه فهمیده بود.
او آرام با خودش گفت:
«رفاقتی که فقط یک نفر برایش بایستد، رفاقت نیست.»
چند روز بعد، وقتی مهدی دوباره مثل همیشه کمک خواست،
رضا این بار فقط گفت:
«رفاقت دوطرفه است. من سالها سهمم را دادم.»
و برای اولین بار، عقب کشید.
آن روز شاید یک دوستی کم شد،
اما احترام رضا به خودش بیشتر شد.
درس کوتاه:
گذشت در رفاقت زیباست، اما اگر همیشه یکطرفه باشد، کمکم آدم را میشکند.
#رفاقت #مرز_شخصی #عزت_نفس #مسئولیت_متقابل #درس_زندگی

اگر این نوع نوشتهها برایت الهامبخش است،
در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism
و برای مطالب کاملتر، نسخههای صوتی و آرشیو نوشتهها در روبیکا:
@mindprism