محمدرسول عزیزی·۸ روز پیشهمه چیز با یه پیشنهاد ساده شروع شداز اول ماجرا بهتون بگم اشتباه نکنید این پست عاشقانه یا شکست عشقی و از این قبیل چیزا نیست، بلکه درمورد یه رفاقت ساده، جذاب اما کوتاهه.تقریبا…
یادداشتهای یک دوقطبیدرشبدری در تیمارستان ☘️·۱۶ روز پیشپیمان خواهرانهرفاقت ما از اتاق ۱۰۸ آسایشگاه شروع شد و تا بهشت زهرا ادامه دارد.
بشیر صابردرروزنه ی نور·۲۴ روز پیشبرای اون که ازش بی خبرمکاش حالت خوب باشه و توی ویرگول باشی و اینو ببینی
آقا معلم·۱ ماه پیشبچه های مهد کودک خاطرهمامانش به زور راضیش کرده بود بره مهد کودک میگفت من اونجا هیچ کسیو نمیشناسم و نمیخوام برم با کلی خواهش و تمنا بالاخره راضی شده بود حداقل یه…
لعیا یوسفی·۱ ماه پیشاز تنهایی میترسممن از تنهایی میترسم، این جمله را برای بار دوم ازش شنیدم، دفعه قبلی که با هم صحبت میکردیم و از رفتن یار صحبت میکرد برای دفعه اول به زبانش…
تازه به تازهFreshToFresh·۲ ماه پیشخواهربرادری؛سه گربه؛خواربرادردیروز روز جهانی خواهر بود لااقل جایی این مطلب به چشمم خورد.این سه تا گربه هم خواهر برادرن هر چقدر توی روزی حلال یا حروم با…