ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهمهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

داستان پادشاه در ایوانک قصر و مهمانان وحشی

پادشاهی جوان در تالار قصرش نشسته بود.

ناگهان گروهی از مهمانانِ وحشی، بددهن و پر سروصدا

درها را شکستند و وارد تالار شدند.

آن‌ها فریاد می‌زدند، چیزها را می‌شکستند

و آرامش قصر را به هم می‌ریختند.

پادشاه شمشیر کشید تا با آن‌ها بجنگد.

اما هرچه بیشتر می‌جنگید،

آن‌ها خشمگین‌تر و نیرومندتر می‌شدند

و قصر بیشتر ویران می‌شد.

در همان آشوب، حکیمی به او گفت:

«با آن‌ها نجنگ.

فقط از تالار بیرون برو

و به ایوانک طبقه‌ی بالا برو.»

پادشاه چنین کرد.

از ایوانک، فقط به تالار نگاه می‌کرد؛

مهمانان هنوز فریاد می‌زدند

اما دیگر کسی با آن‌ها نمی‌جنگید.

کم‌کم خسته شدند.

یکی‌یکی قصر را ترک کردند.

درس کوتاه (تکنیکِ «منِ ناظر»):

در اقتصاد ذهنی، جنگیدن مستقیم با افکارِ وسواسی و هیجان‌های منفی

انرژی روانی را می‌سوزاند.

وقتی خشم، غم یا اضطراب هجوم آورد،

در «مرکز آگاهی» بایستید و فقط مشاهده کنید.

به خود بگویید:

«متوجه هستم که اکنون احساس خشم در من حضور دارد.»

ناظر بودن، سوخت هیجان را قطع می‌کند.

آگاهیذهن آگاهیفلسفهروانشناسیخودشناسی
۵
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
مهدی | معلم و ورزشکار. علاقه‌مند به فلسفه و فیزیک. اینجا درباره آگاهی، خدا، انسان و تجربه‌های فکری و شخصی می‌نویسم. با نگاه «اومانیسم توحیدی آگاهی‌بنیاد» در استعارهٔ منشور و نور.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید