ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

داستان: «قهرمان‌بازی ممنوع»

مریم سه ماه بود از تخت بلند نمی‌شد. ظرف‌ها روی هم مانده بود و پرده‌ها همیشه کشیده. مادرش می‌گفت: «یه کم اراده کن، درست می‌شی.» خودِ مریم هم همین را تکرار می‌کرد: «نمی‌خوام قرص بخورم؛ می‌خوام با ارادهٔ خالص پیروز شم.»

شب‌ها اما، ذهنش مثل اتاقی بی‌پنجره تنگ‌تر می‌شد. یک روز سرِ کار، دستش روی موس خشک شد و ناگهان زد زیر گریه؛ بی‌دلیلِ واضح. رئیسش آرام گفت: «مرخصی برو… این دیگه تنبلی نیست.»

دوستش نرگس آمد و بی‌هیاهو گفت: «تو وقتی دندونت درد می‌گیره، با اراده پرش نمی‌کنی. می‌ری دکتر.» بعد یک جمله گفت که مریم را شکست: «تو قهرمان‌بازی در میاری، ولی داری خودتو تنها می‌ذاری.»

مریم بالاخره رفت پیش روان‌پزشک. دکتر گفت ممکن است بدنش دچار عدم تعادل شیمیایی شده باشد؛ نه ضعف شخصیت. دارو را شروع کرد؛ با ترس، اما با امید. دو هفته بعد، هنوز غم بود، اما آن انسدادِ سنگین کمی عقب نشست. حالا می‌توانست درمان را ادامه دهد: گفت‌وگو، ورزش سبک، و ساختن دوبارهٔ روزهای کوچک.

آخر ماه به مادرش گفت: «دارو عصای موقته، نه شرم. من می‌خوام راه برم.»

درس کوتاه: رد کردن دارو به نام «ارادهٔ خالص» اغلب کمال‌گرایی است. کمک گرفتن از ابزارهای علمی، گاهی کم‌ضررترین راه برای برگشتن به زندگی و شروع کارهای عمیق‌تر است.

#افسردگی #سلامت_روان #کمک_گرفتن #کمال_گرایی #درمان

اگر این نوع نوشته‌ها برایت الهام‌بخش است،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

سلامت روانکمال گراییدرس زندگیداستان کوتاهآگاهی
۱
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید